سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1946171
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند


    من معاونم مدیر صبحگاه !
     
    صبح یکی از روزهای پایانی اردیبهشت ماه بود . حیاط هیاهوی همیشگی را نداشت . زنگ را به صدا درآوردم تا بچه ها با بستن صف ، آماده ی مراسم صبحگاه شوند . در حال خروج از دفتر بودم که ناگهان نمایندگان کلاسهای سوم ریاضی ، سراسیمه و مضطرب مقابلم ظاهر شدند . بعد از سلام ، مریم به نمایندگی از بقیه گفت : « خانم ! ما امروزامتحان هماهنگ فیزیک داریم که         نمره اش به طور مستقیم با نمرات مستمر جمع می شود و تاثیر زیادی در نمره ی کارنامه مان  دارد . اگر می شود ، امروز کلاس ها ما در صبحگاه حاضر نشوند . »
    برای این که به خود فرصت مشورت با همکارم و تصمیم گیری بهتر را داده باشم ، در حالی که دستی بر سر مریم می کشیدم ، لبخند زدم و به حیاط اشاره کردم و گفتم : « فعلاً سر صف باشید تا نتیجه را بگویم »
    برگشتم و نگاهی دوباره به برنامه های صبحگاه که از سوی مربی تربیتی اعلام شده بود و زیر شیشه ی میزم قرار داشت ، انداختم :
    n      برنامه روز پنج شنبه ... ؛ شهادت امام حسن عسگری (ع) ، اجرا : کلاس 3/2.
    1.      سرود جمهوری اسلامی ؛
    تلاوت قرآن ( آیات 1 تا 5 سوره ی عنکبوت ) با معنی ؛
    شرح کوتاهی از زندگی نامه امام حسن عسگری (ع) ؛
    دعای توسل ؛
    دعای فرج .
    از قرار ، برنامه پیش بینی شده برای صبحگاه امروز طولانی بود . چه باید می کردم ؟ همکارم و مربی تربیتی هنوز نرسیده بودند . با خود فکر کردم :
    ü   اگر موافقت کنم ، آیا این روال ، معمول نمی شود و کلاس های دیگر نیز در روزهای آتی ،  برنامه ی صبحگاه را مختل نمی کنند ؟
    ü   من راهبر هستم و باید ناظر بر برنامه های مدرسه باشم . این یعنی نظم . بچه ها و ما باید یاد بگیریم خود را با برنامه های مدرسه هماهنگ کنیم . پس مخالفت می کنم .
    ü      اگر موافقت کنم ، پس اقتدارم چه می شود ؟ آیا بچه ها سوء استفاده نمی کنند ؟
    اما از سوی دیگر :
    ü   مخالفت من و اجرای دقیق برنامه ی صبحگاه ، مستلزم تذکر مدام به بچه ها برای توجه به برنامه خواهد بود ؛ چون تعدادی از بچه ها دائماً به کتاب و امتحان توجه دارند .
    پس موافقت می کنم .
    ü   فکر کردم : « خدا در برخی شرایط ، چون سفر و بیماری ، واجبات را بر ما سهل گرفته است ؛ پس من چرا برای یک امر مستحب ( مثل دعای توسل ) ، با وجود امتحان ، به آنها سخت بگیرم ؟ »
    ü   یادم آمد : « دیروز به خاطر بی نظمی در صف ، با چند دانش آموز همین کلاس بداخلاقی و سخت گیری کردم و امروز با پذیرش خواسته های آن ها فرصتی فراهم می شود که ماجرای دیروز را از دلشان درآورم و جبران کنم . »
    ü   به نظرم آمد ، در برخی تغییر برنامه ها که ظاهراً بی نظمی تلقی می شود ، درس های بزرگ تری ، فراتر از نظم ، نهفته است .
    پس از این کشمکش ذهنی ، تصمیم خود را گرفتم . پشت تریبون رفتم و ....
     



    هواي پاك
    انوار خورشيد از لابه لاي هواي گرگ و ميش صبح خيس از باران همچون جويباري گوارا از شرق مي تابد. صبحي ديگر آغاز شد ، درخت پير در گوش غنچه ها غصه ي شكفتن را مي گويد:  از هواي پاك ، آسمانمي آبي، باراني گوارا تلألؤ خيره كننده اي گيسوان خورشيد و صداي دلنشين پرندگان كه دوشادوش نسيم دشت را فراگرفته. دنيايي بس زيبا كه غنچه را هر لحظه مشتاق تر به شكفتن مي كرد و در قلب كوچكش تصويري حيرت انگيز از آينده پيش رو داشت. بهار از راه رسيد، پلك شكوفه با نسيم بهاري باز شد. و اينك انتظار به پايان رسيد، اما در مقابل دنيايي خارج از تصور كودكانه ي خود مي ديد، آسمان آبي نبود، خورشيد پرتوي انبوهش را به زور به درون تاريكي نشانه مي رفت، نفس كشيدن براي گل سخت بود. هيچ بلبلي براي غم اين گل آواز سر نداد حتي هيچ باراني اشك هايش را پاك نكرد. ديگر هيچ درختي در كنارش نبود شايد ماجراهاي درخت پير، يك خواب بوده. در اين لحظه آرزو كرد كه اي كاش هيچ وقت ازخواب بيدار نمي شدم و اي كاش همان غنچه اي كه درون برگ هايش با عاطفه و احساس دنياي زيبايي را ساخته بودباقي مي ماند.......
    واين است آرزوي هر گل و اين ماييم كه با حضور سرد خود قلب  زمين را به تپش انداختيم، با اولين جرقه هاي آتش ، بوق اولين ماشين و يا سوت اولين قطار و هزاران هزار ديگر، نفس هاي زمين را به شماره انداختيم.
    زمان چه تسخير نا پذير زخم هاي كاري خويش را بر تن خسته ي طبيعت فرود مي آورد، و حال زماني است كه ديگر ابرسفيد  براي كودكانمان معني ندارد، ديگر آب باران را پاك ترين آب نمي دانيم، ديگر آسمان آبي را يك واژه ي بيگانه تلقي مي كنيم و ديگر صداي گنجشك ها در ميان انبوه صداهاي دلخراش گم شده و به ندرت گياه سبز را شاهديم. اين ها همه يادهاييست فراموش شده و خاطراتي كه شايد گل ها براي غنچه ها يشان تعريف كنندبا اين همه اين طبيعت است كه با همه ناملايمات و كژخيمي هاي ما باز هم ما دروار دامان خود را گسترده و آرزومند روزيست كه بار ديگر آبي شود. تا كجا مي خواهيم پيش برويم، شايد تا آنجا كه ديگرحتي گلي باقي نماند تا غنچه هايش را با آرزو هاي شيرين بپروراند، تا آنجا كه ديگر هوايي براي تنفس نداشته باشيم و يا شايد تا خاكستري شدن همه ي آرزوها ....
    و اينك من باريكه اي براي خويش برگزيده ام ، مي خواهم چرخ گيتي را اندكي از حركت بايستانم و به اطراف نگاه كنم......
    اينجاست كه از انسان بودن خود شرمسار مي شوم ،اينجاست كه پي مي برم واژه صبر از كدام جويبار آبياري مي شود
    اينجاست كه بزرگ بودن را مي آموزم  و اينجاست كه درد زخم هاي تا استخوان فرورفته را درك مي كنم... آنگاه است كه به سجده مي افتم و از خدا مي خواهم كه مارا ببخشد كه با امانت او  اين چنين رفتار كرديم و  اين چنين بي رحمانه و كودكوار پاي در ركاب سركشي گذاشته و بر اسب غرور سواريم و بي پروا خنجر زهراگين سياهي را بر سر اين مقدس فرود مي آوريم. ما آنچنان غرق در افكار بي ثبات خود هستيم كه ثبات اين چنين شكوهي را بر هم زديم  و صاعقه وار پيش به سوي نابودي مي رويم.
    بياييد اندكي درنگ كنيم چشم در چشمان آسمان بدوزيم ، دست در دست برگ ها و پا در جويبار ها به اندازه ي مژه بر هم زدني به ناله هاي زمين گوش كنيم، شايد به خودمان بياييم و شايد فكر كنيم به حرف ها ي درخت به آرزوهاي غنچه و به خاطرات  گل و شايد لمحه اي فاصله بگيريم از ساختمان هاي بلندمان ، از ماشين هاي مدل بالا ، از قطارهاي سياه و آتش و دود و......
    قلم را رها مي كنيم تا شايد خودش نوشتن را بياموزد زيرا او هم روزي در دل يك درخت آرميده بوده و او هم زخم هايي بس كاري و چشم هايي اشك بار و خاطراتي دردناك در سينه دارد و مي داند : نديدن آبي يعني چه، مي داند نخواندن بلبل چه معني مي دهد و مي داند باران اسيدي چيست؟
    آيا تا به حال فكر كرده ايد كه چرا هر گاه خسته و ملول از روزمره گي ها ، نالان از دلواپسي ها و اندوهگين از ماسك هاي روي صورتمان هستيم ، به جايي مي رويم كه زير پايمان سبزه باشد به درختي تكيه كنيم ، يا در آستانه ي جاده اي باشيم كه در دو سوي آن درختان خيمه زده  و مشغول تماشاي صبح نيلگون يا آسمان نقره فام شب هستند، يا نظاره گر پرواز پرندگاني مي شويم كه با پرواز شان آسمان را تقسيم كرده اند، يا در امتداد جوب آبي راه مي رويم تا بتوانيم تازگي را لمس كنيم و يا با چند نفس عميق جان تشنه ي خود را سيراب كنيم.آيا فكر نمي كنيد كه در اين ها همه فطري است ، فطرتي كه آن معبود برايمان به وديعه گذاشته ، پس چرا از فطرت پاك خود فاصله گرفته ايم ؟ چرا به جاي اينكه فرشته وار بر دوش نسيم سوار شويم، غاصبانه سوار بر ماشين هاي آهنين هستيم چرا به جاي اينكه با چهچه ي بلبلان عاشق چشم بگشاييم ، صبح خود را با صداي بوق يك ماشين يا يك ساعت بي جان آغاز مي كنيم ؟ چرا حضورسرد آسفالت ها را به ظهور سبز غنچه ها ترجيح داديم و چرا آسمان آبي دلهايمان را غباربي رحمي سياه كرده؟! و بدانيد كه يك نفس پاك طبيعت، بر هزاران مصنوع بشري كه آنها را پيشرفت نام نهاده ايم مي ارزد.
    روزي خواهد رسيد كه كاسه ي صبر زمين ديگر جايي براي انباشتن بي مهري ها ي ما نخواهد داشت و اين آتشفشان فرو خفته فوران خواهدكرد و همه را در خود فرو خواهد برد.
    پاييز نزديك است صداي خش خش برگ ها را كه سرود گنجشك هاي در خاك آرميده را فرياد مي زنند مي شنوم، ساقه خشك شده ي غنچه ي نشكفته كه سياهي آسمان را نشانه رفته مي بينم، ماهياني كه جويبار زندگي شان را مملؤ از اسيد بي مهري خود كرديم لمس كردم، اشك هاي سرد كودكي را كه هيچ وقت آسمان آبي را نديده روي دفتر نقاشي اش تماشاگر بودم، تكه هاي قلب يك ستاره كه ديگر چشمك زدن را فراموش كرده ، جمع كردم..... حضور سرد پاييز را حس مي كنم . صداي قلب زمين آن قدر بلند شد، كه ديگر دل خوابيده ي مرا از خواب بيدار مي كند، نسيم دود آلوده اي كه انگار از دل خودمان برمي خيزد، چشمم را باز كرده، دستانم از سردي زمين مي لرزد، به گونه اي كه ديگر طاقت روي زمين نگاه داشتن آنها را ندارم.
    پاهايم راه خويش را پيش گرفته اند، نمي دانم دلم مرا به كدامين طلوع هدايت مي كند، نمي دانم دست هايم به سوي كدامين غنچه دراز خواهد شدو چشمانم كدام عشق را متصور مي شوند.....
    و اينجاست كه با چشمي بيدار، دلي پر درد ودستاني لرزان رو به سوي آسمان مي كنم و از خدا مي خواهم ، ما را ببخشد......
    به اميد آن روز كه هر غنچه چشمانش را رو به سوي بهار باز كند
                           


    بانوی شجاع
    در سال پنجم هجرت ، جنگ خندق ، واقع شد، مشركان قریب یك ماه ، مدینه را محاصره كردند، ولی بخاطر وجود خندق ، نتوانستند كاری از پیش ‍ ببرند، با اینكه طوائف مختلف یهود مدینه و اطرافش ، به آنها قول كمك داده بودند، با از دست دادن پنج نفر از قهرمانان خود (مانند عمرو بن عبدود و نوفل بن عبداللّه و...) عقب نشینی كرده و به سوی مكّه برگشتند. جالب اینكه صفیه دختر عبدالمطلب ، عمه پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) با حسان بن ثابت (شاعر معروف) و عده ای در قلعه فارع (كه یكی از جایگاههای امن مدینه بود)، به سر می بردند تا از ناحیه دشمن ، گزندی به آنها نرسد، و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) همراه سایر مسلمانان در كنار خندق ، مراقب دشمن بودند. صفیه می گوید: ناگهان نگاه كردم ، دیدم یك نفر یهودی در اطراف قلعه ما است (و گویا برای شناسائی آمده) ترسیدیم كه او مشركان را به محل مخفی ما با خبر كند. به حسان بن ثابت گفتم ، بجا است كه به سوی این یهودی بروی و او را به هلاكت برسانی . حسان (كه شخصی ترسو بود) گفت : ای دختر عبدالمطلب ! می دانی كه اهل این كار نیستم (و مرا برای این كار نساخته اند). صفیه گوید: خودم كمر همت بستم و از قلعه بیرون آمده و ستون چوبی (خیمه) را بدست گرفتم و به سوی آن یهودی رفته و او را كشتم . پس از این ماجرا، به قلعه باز گشتم و جریان را به حسان بازگو كردم ، و سپس ‍ به او گفتم از اینجا بیرون برو و لباس و اشیاء همراه یهودی مقتول (كه گران قیمت است) برای خود بردار. حسان در پاسخ گفت : من نیازی به آنها ندارم . این بود، حماسه ای از یك بانوی قهرمان



    از ساختارگرايي تا ساختارشكني
     علي اكبر شيري
    مقدمه
    شعر و ادبيات به عنوان محصول تفكر و خلاقيت، و دانش و هنر، همواره از جايگاه خاصي برخوردار بوده است. با پيشرفت علوم گوناگون و تكامل روزافزون انسان، شعر و ادبيات نيز تجليهاي گوناگون يافته است. اين تجليهاي گوناگون در ايجاد سبكهاي متنوع در طول تاريخ ادبيات هر قوم و جامعه‌اي به خوبي قابل مشاهده است.
    سبكهاي گوناگون خراساني، عراقي، اصفهاني، بازگشت، واسوخت، نو و ... تنها نمونه‌هايي بسيار اندك از تنوع و تحولي است كه در طول حيات ادبيات فارسي ديده مي‌شود.
    هدف اين مقاله بررسي سبكهاي گذشتة شعر فارسي نيست، بلكه كوششي است براي تحليل و ريشه‌شناسي سبك جديدي كه در دهة هفتاد در شعر فارسي نضج گرفته است و شاعران زيادي با تمايل به اين نوع سبك، آثاري را آفريده‌اند كه به علت ناسازگاري با ساختار و دستور زبان، شگفت انگيز و غيرمعمول مي‌نمايد. در اينجا براي نمونه يكي از آثار شاعر نوگراي ايلامي ـ علي  ابدالي ـ را به نام «دريدايي 3»  كه در سبك مذكور سروده شده است، نقل مي‌كنيم:
    الف:
    عقاب خودش را توي آب شنا كرد و
    دالهاي دريدا هوا را قفس شدن كه
    زمان خودش را زير عقربه‌ها چرخ مي‌داد و
    شما دريدا را مدلول كرد 
    نكرد!
    مگر نه زبان عقاب دندان را قفس شدن
    حالا
    آب توي ساعت آقاي دريدا شنا كرد و ...
    ب:
    كردي = مي داد = نكرد
    همان طور كه مي بينيم، ابهام و غيردستوري بودن عبارات از ويژگيهاي عمدة اين گونه اشعار است، كه به عنوان اشعار سبك «ساختار شكني» شناخته شده‌اند. بدون آنكه با عجله اين گونه سبك شعري را رد يا قبول كنيم، در اين مقاله تلاش مي‌شود، تئوريهايي كه پشتوانه و آبشخور چنين سبكي هستند مورد بررسي و توصيف قرار گيرد.
     


    ادامه مطلب

    اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی


    در روزگار ابن بطوطه وی در تمام مناطق غیر عربی که سفر کرده با زبان فارسی مشکل گفتاری خود را حل می کرده است. حتی در چین و بلغارستان و ترکستان در تمام زبانهای دنیا کلماتی از فارسی وجود دارد و از این نظر با زبان یونانی قابل مقایسه است.
    فارسی برترکی، عربی و مغولی تاثیر فراوانی گذاشته و بسیاری از کلمات در این زبانها ریشه فارسی دارند. فارسی باستان( اوستایی) ابتدا به خط زند نگاشته می شده است کردی و لری باقی مانده واژگان ماد و فارسی باستان است از ميان‌ زبانها و گويش هاي‌ موجود فلات‌ ايران‌ "پشتو"نیز نزديك‌ترين‌ خويشاوندي‌ را با زبان‌ اوستايي‌ دارد.
    زبان‌ اوستايي‌ به‌ موازات‌ و هم‌زمان‌ با سانسكريت‌ جريان‌ داشته است این دو زبان ، مادر زبانهای هندو اروپایی محسوب می شوند. از به هم آمیخته شدن فارسی دری با فارسی اوستایی با واژگان عربی ، فارسی نوین شکل گرفته است.
    گو اينكه‌ بسیاری از مردم‌ ايران‌ واژه‌ي‌ "فارسي‌"را هميشه‌ بر هر گونه‌ زباني‌ كه‌ در مملكت‌ رواج‌ داشته‌ اطلاق‌ كرده‌اند. در ایران گویش های متعددی وجود داشته که بعضی گویش های ایران را می توان زبان نامید مانند مانند آذری آرانی ، کردی، پشتو و ... در گذشته‌، دو زبان‌ گسترده تر كه‌ به‌ طور هم‌زمان‌ رونق‌ داشته‌اند به‌ "فارسي‌ دري‌" و "فارسي‌ پهلوي" مشهور بوده‌اند.
    زبان فارسی از قدیم ترین زبانها و از گروه زبانهای هندو ایرانی ( آرین) است که زبانی پیوندی است این گروه زبانی مجموعه ای از چندین زبان را شامل می شود که بزرگترین جمعیت جهان به این گروه سخن می گویند و صدها واژه مشترک میان فارسی و آنها وجود دارد..


    ادامه مطلب

    شیخ بهاء الدین ، محمدبن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی دانشمند بنام دوره صفویه است. اصل وی از جبل عامل شام بود. بهاء الدین محمد ده ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی از بزرگان علمای شام بسوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنی گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول گردید.
    مرگ این عارف بزرگ و دانشمند را به سال 1030 و یا 1031 هجری در پایان هشتاد و هفتمین سال حیاتش ذکر کرده اند.وی در شهر اصفهان روی در نقاب خاک کشید و مریدان پیکر او را با شکوهی که شایسته شان او بود ، به مشهد بردند و در جوار حرم هشتمین امام شیعیان به خاک سپردند.
    شیخ بهایی مردی بود که از تظاهر و فخر فروشی نفرت داشت و این خود انگیزه ای برای اشتهار خالص شیخ بود.شیخ بهایی به تایید و تصدیق اکثر محققین و مستشرقین ، نادر روزگار و یکی از مردان یگانه دانش و ادب ایران بود که پرورش یافته فرهنگ آن عصر این مرز و بوم و از بهترین نمایندگان معارف ایران در قرن دهم و یازدهم هجری قمری بوده است. شیخ بهایی شاگردانی تربیت نموده که به نوبه خود از بزرگترین مفاخر علم و ادب ایران بوده اند، مانند فیلسوف و حکیم الهی ملاصدرای شیرازی و ملاحسن حنیفی کاشانی وعده یی دیگر که در فلسفه و حکمت الهی و فقه و اصول و ریاضی و نجوم سرآمد بوده و ستارگان درخشانی در آسمان علم و ادب ایران گردیدند که نه تنها ایران ،بلکه عالم اسلام به وجود آنان افتخار می کند. از کتب و آثار بزرگ علمی و ادبی شیخ بهایی علاوه بر غزلیات و رباعیات دارای دو مثنوی بوده که یکی به نام مثنوی "نان و حلوا" و دیگری "شیر و شکر" می باشد و آثار علمی او عبارتند از "جامع عباسی، کشکول، بحرالحساب و مفتاح الفلاح والاربعین و شرع القلاف، اسرارالبلاغه والوجیزه". سایر تالیفات شیخ بهایی که بالغ بر هشتاد و هشت کتاب و رساله می شود همواره کتب مورد نیاز طالبان علم و ادب بوده است.


    ادامه مطلب

    استاد شهريار در شهريور ماه ۱۲۸۶ هجري شمسي (۱۳۲۵ هجري قمري ) در بازارچه ميرزا نصراله تبريز واقع درچاي كنار چشم به جهان گشود . دوره كودكي استاد در آغوش طبيعت و روستا سپري شد كه منظومه حيدر بابا مولود آن خاطرات است. پـدرش حاجي ميرآقا خشگـنابي ، از سادات خشگـناب (روستايي در نزديك يقره چـمن) و از وكـلاي مبرز دادگـستـري تـبـريز و مردي فاضل و خوش محاوره و از خوشنويسان دوره خود و با ايمان و كريم الطبع بود. درسال ۱۳۳۱ (هـ . ق) پدر ، سيد محمد حسين را جهت ادامه تحصيل به تبريز باز آورد و او در نزد پدر شروع به فراگيري مقدمات ادبيات عرب نمود و در سال ۱۳۳۲ (هـ . ق) جهت تحصيل اصول جديد به مدرسه متحده وارد شد و در همين سال اولين شعر رسمي خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم ديني پرداخت و از فراگيري خوشنويسي نيز دريغ نكرد كه بعدها اين تجربه در كتابت قرآن ، ثمر داد . در سيزده سالگي ( سال ۱۲۹۹) اشعار شهريار با تخلص “بهجت” در مجله ادب به چاپ رسيد . در بهمن ماه همان سال براي اولين باربه تهران مسافرت كرده و در سال ۱۳۰۰ به واسطه لقمان الملك جراح دردارالفنون به تحصيل پرداخت . شهريار در تهران تخلص خود را پس از دو ركعت نماز و تفال به غزل حافظ به شهريار تغيير داد كه باهمان تخلص نيز به شهرت رسيد. تغيير تخلص شعري استاد شهريار را دوست ايشان آقاي زاهدي چنين تعريف مي كند : ” شهـريار نامش سيد محـمـد حسين بهـجـت تـبـريـزي است. در اوايل شاعـري ” بهـجـت ” تخـلص مي كرد و بعـداً دوباره با فال حافظ تخـلص خواست كه دو بـيت زير شاهـد از ديوان حافظ آمد و خواجه تخـلص او را ” شهـريار” تعـيـيـن كرد:


    ادامه مطلب

    علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیج در سال 1276 خورشیدی در روستای یوش مازندران به دنیا آمد. پدرش که ابراهیم خان نوری نام داشت،از راه کشاورزی و گله داری روزگار می گذرانید. دوان کودکی اش را در آنجا سپری نمود و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، از آنجا به تهران آمد تا در دبیرستان سن لوئی که متعلق به موسسه کاتولیک های رُِم بود، به تحصیل خود ادامه دهد. در اینجا بود که علاقه وی به سرودن شعر در اثر یکی از معلمان وی که نظام وفا نام داشت، بیشتر و بیشتر شد و به سرودن شعر روی آورد. او به زبان فرانسه (زبان بین المللی آن دوران) را به خوبی فراگرفت و با ادبیات اروپا آشنا شد. محمد رضا عشقی در روزنامه قرن بیستم خویش بخشی از شعر افسانه نیما را منتشر کرد. نیما یوشیج توانست در سال 1317 جزء گروه کارکنان مجله موسیقی، مجله ماهانه وزارت فرهنگ درآید. وی در این مجله یک سلسله مقالات در خصوص نظریات فیلسوفان در خصوص هنر و همچنین تاثیر ادبیات اروپا را بر برخی از ممالک شرقی (آسیا) به چاپ رسانید و مورد بررسی قرار داد. او در سال 1328 در روابط عمومی و اداره تبلیغات وزارت فرهنگ مشغول به کار شد . نیما در نخستین آثار خود از اوزان عروضی پیروی می کند، اما کم کم با مشاهده آثار ادبیات اروپا، در آثار بعدی خود شعرش را از چهارچوب وزن و قافیه آزاد می سازد و راهی نو و سبکی تازه در شعر می آفریند، که به سبک نیمایی مشهور است.این شاعر بزرگ در سال 1338 در منطقه تجریش تهران دارفانی را وداع گفت. برخی از آثار او عبارت اند از : شعر من، ماخ لولا، ناقوس،شهر صبح شهر شب، آهو و پرنده ها،قلم انداز، نامه های نیما به همسرش،کندوهای شبانه و .... . در ضمن در سال 1364 مجموعه ای کامل از آثارش منتشر شد. نیما در نتیجه آشنایی با زبان فرانسه با ادبیات اروپا آشنا گردید و سبب به وجود آمدن سبکی نو در شعر پارسی شد. همچنین تحول عظیمی را در شعر فارسی ایجاد نمود.

    تصویر

     
    میر داماد


    میر داماد ، شنیدستم من ،
    که چو بگزید بن ِ خاک ، وطن
    بر سرش آمد و از وی پرسید
    مَلَک ِ قبر ، که : « مَن ربّک ؟ من ؟ »
    میر بگشاد دو چشم ِ بینا
    آمد از روی ِ فضیلت به سخن :
    اُسطُقُسّی‌ست – بدو داد جواب –
    اُسطُقُسّات ِ دگر ، زو مُتقَن .
    حیرت افزودش از این حرف ، مَلَک
    برد این واقعه پیش ِ ذوالمن
    که : « زبان ِ دگر این بنده‌ی ِ تو
    می‌دهد پاسخ ِ ما ، در مدفن . »
    آفریننده بخندید و ، بگفت :
    « تو به این بنده‌ی ِ من حرف نزن ؛
    او درآن عالم هم ، زنده که بود
    حرف‌ها زد که نفهمیدم من ! »


    ------------------- لاهیجان ، 16 اردیبهشت 1309

    نیما نخستین شاعر نوپرداز در ایران نبود، پیش از او نیز افراد دیگر، چون ابوالقاسم لاهوتی ، تقی رفعت و ... بیرون از قالب های رسمی اشعاری سروده و منتشر کرده بودند. ولی نیما کسی بود که با دقت زیاد و صرف وقت بسیار (حدود 38 سال) توانست قالبهای کهن را در هم بریزد و راهی نو پیش پای شعر فارسی باز کند. او بدنبال ساختن قالبی آزاد و نوین بود که دارای ایهام و روانی خاص خود باشد بنای شعری که او آن را به بالا برد خود محرکی برای سرآیندگان پس از او شد به قول ارد بزرگ اندیشمند برجسته کشورمان : برآزندگان خواهند ساخت سرآیندگان از پس آن خواهند سرود و زمین آیندگان را بارور می سازند . و نیما دقیقا نمونه بارز این سخن شیوا و جاودانه است . کودکی نیما (به قول خویش) در بین شبانان و آرامش کوهستان گذشت. مقدمات درسی را در مکتب خانه ی ده آموخت و سپس به تهران آمد. در تهران او به مدرسه ی کاتولیک "سن لوئی" که دروسش به زبان فرانسه تدریش می شد رفت و آشنایی او به زبان فرانسه، سرآغاز دگرگونی در وی شد. نیما خود می نویسد:"تمام خیالات من برای شناسایی چیزهای خوبی بود که می خواستم فقط با آن شناسایی بر همسران خود تفوق یابم... در پانزده سالگی می رفتم مورخ شوم، گاهی نقاش می شدم و ... خوشبختانه هر نوع قوه خلاقه در من وجود داشت، ولی مراقبت و تشویق یک معلم خوش رفتار، که "نظام وفا" شاعر به نام امروز باشد، مرا به خط شعر گفتن انداخت." نظام وفا غزل سرایی بود که نیما "افسانه" را به او تقدیم کرد.


    ادامه مطلب

    داستانی رو خوندم که منو یاد این جمله ارد بزرگ انداخت:مادر و پدر ، زندگیشان را با فروتنی به فرزند می بخشند .  پس از 21 سال زندگی مشترک همسرم از من خواست که با کس دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد.

    آن زن مادرم بود که 19 سال پیش از این بیوه شده بود.  ولی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی ونامنظم به او سر بزنم.

     

    http://4.bp.blogspot.com/_JRRmOJkdv8Y/Rz93gl0YTnI/AAAAAAAAAEg/0uLVbnuCXx8/s200/mama%2Bin%2Bkitchen%2Bcartoon.jpg

     

    آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم...

    مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟
    او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیر منتظره را نشانه یک خبر بد می دانست. به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما دو امشب را با هم باشیم.  او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد.
    آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد.
    وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم. و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند و نمیتوانند برای شنیدن ما وقع امشب منتظر بمانند.
    ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود.


    ادامه مطلب

    پسر بچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسر بچه پرسید: (( یک بستنی میوه ای چند است؟ )) پیشخدمت پاسخ داد : (( 50 سنت )) . پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد . بعد پرسید : (( یک بستنی ساده چند است ؟ ))
    در همین حال ، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند و پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: 35 سنت
    پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت : لطفأ یک بستنی ساده...

    پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت.
    پسرک نیز پس از خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت
    وقتی پیشخدمت بازگشت از آنچه دید شوکه شد. آنجا در کنار ظرف خالی بستنی، 2 سکه 5 سنتی و 5 سکه 1 سنتی گذاشته شده بود. برای انعام پیشخدمت .

    به یاد این جمله ارد بزرگ می افتم که : اگر آدمیان می دانستند بخشندگی چه داشته بزرگیست هیچ گاه از آن دوری نمی گزیدند .

     

    http://www.clker.com/cliparts/c/e/7/4/1195444712973371681Gerald_G_Boy_Face_Cartoon_4.svg.med.png


    ادامه مطلب

    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .